|
]یاهو سلام سلام صد تا سلام به همه ی دوستای گل ومهربونم خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که عالی عالی هستم.واییییییییییییی چقدر سخته وقتی آپ نمی کنی. نمیدونین چقدر این چند هفته بهم سخت گذشت ولی مهم اینه که من الان اینجام ودارم آپ میکنم. این چند هفته خیلی درس خوندم ولی هیچ فایده ای نداشت.آزمونهامو خوب دادم ولی باز پشتیبانم اجازه نداد بیام تو نت منم بدون اجازه اون اومدم.گفتم نمیشه این همه ادم رو سرکار گذاشت .همشون منتظرن تا من آپ کنم .!!!!!(بهار جون ،تو خوشحال باش!!) امروز یه اتفاق خیلی مهم تو دنیا رخ داده.!!!!! امروز یه دختر خوب،مهربون،خوشگل،ناناز به دنیا اومده .شما میشناسینش ،میگن :خیلی دختر خوبی هست.فهمیدین کیه ؟؟؟ ایول به این هوش واستعداد!!!!!خوب معلومه که منم!!!!!!!!!!!!!!! वोपोी रददल ूोनोततद्ाू सदवोीक بهار خانم یه دختر خیلی مهربون و..... بقیه صفاتم رو نمیگم تا شما بگین... امروز می خوام یه خورده در مورد خودم بگم. من بهار خانم 17 ساله ،دانش آموز سال سوم دبیرستان،رشته برنامه نویسی،قرمز پوش(البته بگم من با استقلالی هاهم دوستما)وروجک،تو مدرسه به آتیش پاره معروفم.هرکس قیافه مو ببینه میگه :این یه دختر ساکتی هست که دومی نداره ولی از باطنم خبر نداره!!هراذیتی بگید من و دوستام تو مدرسه انجام می دهیم.البته هیچ وقت نمیذاریم بفهمن که کی بود.به همین دلیل پیش مدیر ومعاون ودبیرا خیلی عزیزیم نه این که خیلی درس خون هستیم!!!!!!!!! هر روز منتظر هستم که یه دلیل پیدا کنم تا کلاسو بترکونم.نگاه به آپ هام نکنید که همیشه شعر می نویسم .اگه بخوام از اذیتهام براتون بگم :باید هر روز تو نت باشم و فقط براتون بنویسم .البته بگم من هیچ وقت کارهای خطرناک نمی کنم .خیلی هم دختر خوبی هستم .مامان وبابام هم از دستم راضی هستن.تا حالا هم هیچ وقت عاشق نشدم.امیدوارم که دیگه هم عاشق نشم.(حالا جون من بیا وعاشق شو!!) چون اصلا از غصه خوردن وگریه کردن خوشم نمیاد.یه چیز یادم رفت:من بمب خنده هستم.همین جا لازم می بینم که از دوست خوبم آقا حمید(شاهزاده سرزمین لبخندها)تشکر کنم که با آپ های خوبشون باعث میشن که من هیچ وقت کم نیارم. पोजजब वगीूप्ोब bahrjoon tavallodet mobarak سرکلاس که با بچه ها حرف می زنم وهمه ی معلم ها ازدستم خسته شدند،وقتی هم که میرم خونه تلفنمون خودکشی میکنه،در طول روز همیشه با بچه ها تلفنی حرف می زنم واین حرف زدن ها اینقدر طول می کشه که اگه مامان با بابا کار داشته باشه ،اگه بره پیش بابا وکارشو بهش بگه زودتر کارش انجام میشه تا صبر کنه ومن تلفنو قطع کنم. شاید شما بگین تو که اینقدر دوست داری وبا همشون اینقدر تلفنی صحبت میکنی چرا میگی تنهام؟؟؟ خوب،تنهایی من یه قصه جداست،درسته دوستهای زیادی دارم ولی...با هیچ کدومشون راحت نیستم(دیگه بیشتر از این راحت باشی!!!!!!) بی خیال تنهایی من،تنهایی من خودش یه مهمونی بزرگه از آرزوهام. به امید اینکه سال دیگه جشن تولدمه تو دانشگاه بگیرم بریم شمع ها رو فوت کنیم!!!!!!!!!! کیک یادتون نره،کیک خوشمزه ای هست خودم پختم!!!!(الهی بمیرم واسه کسی که بخواد دستپخت منو بخوره) دوستون دارم،ایشالله جشن تولد100 سالگیمو تو وبم جشن بگیرم (خداکنه دفعه بعد بهتر از این بشه) (این تیکه هایی که تو ()نوشتم کار روح خبیثمه ،شما به بزرگی خودتون ببخشید .این روح خبیثم همیشه خوشش میاد تو کارهای من دخالت کنه.) تولدم مبارک + خط خطی شده دوشنبه دهم دی 1386 3:18 به قلم بهارجون |
سلام به همه ی شما عزیزای دلم. امروز باز میخوام براتون دوبیتی ورباعی بزارم.آخه دفعه های قبلی خیلی استقبال کردین اما باید بهتون بگم شاید این اپم رو خیلی نپسندین؟چون هم شعرهاش کمه،هم فکر نکنم خیلی جالب باشه.بعدم دیگه شعرهایی که دارم کم کم در حال تموم شدنه،یکی از دوست هام که برام شعر می آورد، اونم کم آورده .حالا این چند تا می نویسم تا بعد: *************** استاد مرا همیشه کم می گیرد این قلب شکسته طرح غم می گیرد گفته است برو توی کلاس دیگر از هر چه کلاس است دلم می گیرد(اسم شاعرش رو نمی دونم ) *************** خورشید من ستاره به دردت نمی خورد یک ابر تکه پاره به دردت نمی خورد تاریخ عشق تو یک بار مصرف است یعنی دلم دوباره به دردت نمی خورد(اسم شاعرش رو نمی دونم) *************** خورشید نکرده تب شبیه تب تو پنهان شده روز پشت نیمه شب تو از وقت شیوع خنده هایت در شهر من معتقدم پزشک یعنی لب تو!(رودابه باقری) *************** نگاهم کوچه را می پاید امشب صدای خنده ات می آید امشب گواهی می دهد دل که می آیی نمی دانم خدایا...شاید امشب(سلام انصاری فر) *************** دلم در انحصار چشم او بود نگاهم بی قرار چشم او بود نمی دانم چرا شاعر شدم من گمان دارم که کار چشم او بود(سلام انصاری فر) *************** بی پنجره ای ،غربیه ای ، دروهمی عشق است اگر از آن نداری سهمی فهمیدن عشق عاشقی میخواد یک روز بزرگ می شوی می فهمی(اسم شاعرش رو نمیدونم) ************** باز هم سلام این شاید آخرین آپ من باشه البته امکان داره که برای روز تولدمم(10/10) آپ کنم. اگه گفتین واسه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می خوام مثل یه دختر خوب خودمو آماده کنم واسه کنکور .به همین خاطر دارم سعی می کنم که بعضی از عادتهامو ترک کنم .تو نت اومدن وآپ کردن هم یکی از اون عادتهاست. برام دعا کنید تا توی این دوماهی که نیستم خیلی خوب درس بخونم . آخه اگه خیلی خوب درس بخونم وتو آزمون هام رتبه خوبی کسب کنم ،پشتیبانم اجازه میده که تو برنامه ریزی هفتگی ام یک ساعت رو هم برای نت بذارم وباز هم به شما سر بزنم البته من یواشکی وبدون اجازه پشتیبانم شاید دوهفته ای یک بار بیام ولی فقط برای 10 دقیقه.چون بیشتر از این زمان رو مامانم می فهمه وبهم گیر میده. خوب،اگه خوبی بدی از من دیدین منو حلال کنید.البته همش که خوبی بوده نه!!!!!!!!!! تو این مدت که نیستم منو فراموش نکنیدا!!!!!!!بهم سر بزنین ومنو از حال واحوالتون بی خبر نذارین. خیلی دوستون دارم. با اینکه خیلی سخته ولی خداحافظ همین حالا... + خط خطی شده پنجشنبه سوم آبان 1386 23:36 به قلم بهارجون |
ياهو دستي تكان بده حالا كه مي روي دلتنگ مي شوم تنها كه مي روي پيشانيت اگر خط خوردگي نداشت مي خواندمش كه تو،تو با كه مي روي لختي نگاه كن در چشمهاي من حالا بگو كجاست آنجا كه مي روي نفرين نمي كنم شايد ببينمت دنيا به كام تو هر جا كه مي روي يك لحظه صبر كن شايد نديدمت دستي تكان بده حالا كه مي روي --------------- دستي تكان نداد وقتي دلم شكست باور نمي كنم شايد نداشت دست هر چند مي شنيد فرياد هاي دل اماغريبه واراز كوچه رخت بست من با خيال اواينجا نشسته ام او با خيال من با ديگري نشست ديريست مانده ام بيهوده منتظر اي كاش مي رسيد يارم زدوردست هرگز نديدمش اما هنوز هم نفرين نمي كنم شايد نداشت دست دوستای گلم عیدتان مبارک + خط خطی شده جمعه بیستم مهر 1386 23:48 به قلم بهارجون |
به نام خدای بهار سلام به همه ی فرشته های اسممونی گل بازم می خوام براتون رباعی ودوبیتی بذارم .نمی دونم چرا خیلی خوشم اومده!!!!!! عاشق نشدیم کار نیکی بکنیم یا اینکه گناه شیک وپیکی بکنیم عاشق شده ایم تا بدانند همه ما هم بلدیم جیک جیکی بکنیم(اسم شاعرش رو نمیدونم) طفلک چقدر ساده دچارش کردم هرچه متلک که بود بارش کردم امروز سر کوچه خدا را دیدم بر ترک دوچرخه اش سوارش کردم(اسم شاعرش رو نمیدونم) در کار خود اشکال درآورده خدا از بس که تورا لال درآورده خدا من مطمئنم تو را که اینقدر یخی از داخل یخچال درآورده خدا(جلال صفربیگی) رد می شوی وپنجره ی رویا باز من خیره به چارچوپ این چشم انداز تصمیم گرفته بودم عاشق نشوم صد مرتبه توبه کرده ام اما باز...(سید وحید سمنانی) همیشه یک صدا حالا نگاهت چه می خواهد مگر از ما نگاهت سرت را برنگردان چون که ترسم بگیرد پاچه ما را نگاهت(مجتبی رمضانی) به سر چادر نماز وروسری کن در آیینه نگاهی سرسری کن خودت را خواستگاری کن برایم بیا امشب برایم مادری کن(مهرداد آزادی) هرچند که یوسفی زلیخا نشوم مجنون هم اگر شوی تو ،لیلا نشوم یک بار تو یک بار فقط آدم شو نامردم اگر دوباره حوا نشوم(مهدی جهاندار) + خط خطی شده شنبه چهاردهم مهر 1386 5:49 به قلم بهارجون |
به نام خدای ماه مهر گل گل گل گل گلکه چه خوشگل وبانمکه تولدش مبارکه مبارکه مبارکه سلام به همه ی عزیزای دلم امروز من خیلی خوشحالم.چون در چنین روزی (6/7/86)درست 24 سال پیش ،خدا یه فرشته ای رو به زمین فرستاد .یه فرشته ی مهربون به اسم داداش بهنام من از همین جا تولد داداشی گلم رو تبریک میگم وامیدوارم که همیشه شاد وخوشحال باشه وهر چه زودتر ازدواج کنه تا من هم یه زن داداش داشته باشم!!!!! وامیدوارم که جشن تولد 100 سالگی شو توی وبش بگیره . امروز هم توی وبلاگش جشن تولد هست،اگه بهش سر بزنین هم من وهم داداش گلم خوشحال میشیم. آدرسشو مینویسم تا خیلی زود برین اونجا : داداشی تولدت مبارک خیلی دوست دارم ------ راستی دو روز دیگه (8/7/86) تولد یه فرشته ی دیگه هست. یه فرشته مهربون وخوشگل که از طرف خدا اومده که همگی میشناسیمش. فکر کنم فهمیدین!!!!! 8 مهر تولد گلاب جون هست .اون هم تو وبش جشن تولد داره. من از همین جا به جای اون از همه ی شما دعوت می کنم که 8 مهر به وبش برین وتولدش رو تبریک بگین. ادرس وبشو می نویسم که خیلی زود برین پیشش: www.abjigoolab-ashegh.blogfa.com امیدوارم گلاب جون همیشه خوشحال وشاد باشه وآسمون قلبش همیشه افتابی ومهتابی باشه. این شعر رو به داداش بهنام وگلاب جون تقدیم می کنم: لبخند زدی وآسمان آبی شد شبهای قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد دوستون دارم تولدتون مبارک + خط خطی شده جمعه ششم مهر 1386 1:38 به قلم بهارجون |
ياهو باز آمد بوي ماه مدرسه بوي بازي هاي راه مدرسه سلام به همه ي مهربون هاي گلم ويه سلام مخصوص به همه بچه مدرسه اي ها اول از همه اومدن ماه مهر و به همه ي شما گلهاي مهربون تبريك ميگم!!! چقدر دلم براي مدرسه مون تنگ شده،براي دوستام،معلمهامون،كلاسمون،شيطنت هاي سر كلاس.حتي دلم براي تخته كلاسمون هم تنگ شده!!! دوباره صبح ها بيدار بشم ،سر كوچه منتظر سرويسمون باشم وبعد راهي خونه ي دومم بشم.چقدر خوب!!!!!!!!! (البته تموم اين حرفها براي اينكه توي خونه حوصله ام سر رفته ونمي دونم چي كار كنم .بهتون قول ميدم هنوز يه هفته از مدرسه ها نگذشته دلم براي تعطيلات وتابستون تنگ شده!!!!) فكرشو بكن!!!دوباره درس،سوال وجواب،تمرين هاي حل نكرده،ترس ولرز موقع امتحان،التماس وخواهش به دبيرا كه اين نمره رو حساب نكنن!! نمي دونم!وقتي به اين چيزا فكر مي كنم دلم مي خواهد كه مدرسه ها شروع نشه!!! بين يه دوراهي گير كردم:آرزو بكنم همیشه مدرسه ها باز باشه يا دعا كنم كه اصلا مدرسه ها شروع نشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ + خط خطی شده سه شنبه سوم مهر 1386 5:5 به قلم بهارجون |
ياهو تومرا مي بيني مرا مي شنوي پس مرا بپذير سلام به همه ي مهربون هاي گلم: خبر خبر خبرخبر خبر خبر ماه رمضان اومددددددددددددددددددددددددددددددددد. ماه رمضون اومد تا ماها يه بار ديگه مهمون خدا بشيم. تا يه بارديگه سحر ها بيدار بشيم وبعد از سحري به بزرگي وعظمت خدا پي ببريم كه توي دلاي ما خونه كرده وباعث ميشه كه تو از خواب نازت بزني وبيدار بشي تا بزرگي اونو ببيني.ماه رمضون اومد تا يه بار ديگه بتونيم پاك بشيم،يه بار ديگه خدا بهمون اجازه بده تا مهربوني ، صفا ،معرفت،ايمان،عشق،دوستي و....را از سر سفره اش برداريم. ماه رمضون اومد تا بهونه ي خوبي بشه واسه درس نخوندن ما بچه مدرسه اي ها، اومد تا يه بچه 7-8 ساله براي اولين بار روزه بگيره وبعدش به خاطر روزه اي كه گرفته از باباش جايزه بگيره.اومد تا به يادمون بياره كسايي رو كه پارسال بودن اما حالا نيستن ،به يادمون بياره كه ماهم خيلي وقت نداريم.شايد سال ديگه من و تو نباشيم.پس بايد تلاش كنيم تا خدا سال ديگه هم برامون دعوت نامه بفرسته. ماه رمضون اومد تا يه بار ديگه لذت لحظه افطارو بچشيم.فكر كن!!!! دم غروب،تا چند لحظه ي ديگه افطار ميشه وتو نگراني ،نگران از اين كه آيا خدا اين روزه تو رو قبول كرده؟يكدفعه يه چيزي توي دلت بهت ميگه برو،تو قبولي،واون وقت تو سرشار از انرژي ميشي. ماه رمضون اومد تا باز سفره هاي بزرگ افطاري پهن بشه تا باز همه ي دوستان واقوام جمع بشن.ماه رمضون اومد تا عصرها بوي نذري تموم كوچه رو بگيره.ماه رمضون اومد تا بازتلويزيون پركار بشه.هر شب چند تا سريال جديد از كانال هاي مختلف.انگار همه از اومدن ماه رمضون انرژي ميگيرن. ماه رمضون اومد تا تو يادت بياد كه صد ها نفر منتظر دعاي توهستن.اومد تا تو بفهمي كه خدا فقط منتظره تو ازش خواهش كني تا جوابتو بده!!!!ماه رمضون اومد وچشم هاي آقامون منتظره تا تو بازم دعا كني تا زودتر ظهور كنه،آقا رو تو انتظار نزاريا!!!!!!!!!!!!!! تا حالا به چهره ي روزه داران تو ماه رمضون نگاه كردي ،همه زيبا ميشن،نوراني ،مهربون،تو چشماشون يه دنيا صفا و صميميت موج ميزنه.وقتي نگاهشون مي كني ،دلت ميخواد تموم سال ماه رمضون بود تا همه اينقدر مهربون بودن. ماه رمضون اومد وبا يه چشم به هم زدن هم ميگذره پس وقت كمي داريم. تو اين لحظات زيبا ،ساعت هاي دلنشين ، روزهاي آسموني وهفته هاي بهاري براي همه دعا كن :براي آقامون،خودت،دوستات ومن .... من هم براتون دعا مي كنم:دعا مي كنم دلتون شاد شاد باشه ،لبتون خندون و خيلي زود به آرزوهاتون برسين. + خط خطی شده جمعه بیست و سوم شهریور 1386 0:23 به قلم بهارجون |
ياهو سلام به همه ي گل هاي مهربونم كه هميشه پيش من ميان وتنهايي منو از بين ميبرن. اين رباعي ها ودوبيتي ها رو تقديم ميكنم به شما عزيزاي دلم: چندي است عجيب بي قرارم بانو پاييزنشسته بر مزارم بانو صد باربه تو گفتم لبخند نزن من جنبه عاشقي ندارم بانو(اسم شاعرش رو نميدونم) -------- مال من نيست دلم دست شما گم نشود مثل هرروز خدا قاطي مردم نشود چند وقتيست كسي هست نفس در نفسم با نفسهاي شما سوءتفاهم نشود(اسم شاعرش رو نميدونم) -------- بي تو دلم ابري ست ،آتش پاره دل توي دلم نيست،آتـش پاره اصرار نكن فقط خدا مي داند راز دل من چيست ،آتش پاره(صديقه عظيمي نيا) -------- ناز تو و نغمه ي تو پرآوازه است غم هاي جهان نيز تلخ وبي اندازه است ماهي است لبان تو وماهي را هم هروقت كه از آب بگيري تازه است(حيدر منصوري) -------- يك عمر بلانسبتتان خر بوديم پيوسته ،نشسته ،چشم بر در بوديم او رفت ومحل سگ به ما هم نگذاشت |